کردی
English

مقالات / سیاسی

بسترهای افراط گرایی

حسن شیخانی
2015-04-01 12:56:44

 برگردان: سروش 

اخیرا یک گروه‌ باصطلاح لباس شخصی و نیروهای موسوم به‌ خودسر، در شیراز به‌ علی مطهری، نماینده‌ی اصولگرای مجلس که‌ از سوی یک سازمان دانشجویی دانشگاه‌ این شهر، بمنظور ایراد یک سخنرانی به‌ شیراز دعوت شده‌بود، مورد حمله‌ قرار گرفت.
اینکه‌ این نیروها وابسته‌ به‌ کدام مرکز قدرت بوده‌ و از کجا خط می‌گیرند، امری است روشن و بدیهی که‌ در این مقاله‌ بدان نمی‌پردازیم. سؤال اینستکه‌ این نیروها پس از گذشت 36 سال از انقلاب 1357، چرا وجود دارند و همچنان فعال هستند؟ پایگاه‌ طبقاتی و اجتماعی این نیروها کدام است؟ ساختار بی‌ثبات جامعه‌ و ساختار سیاسی و اقتصادی ایران چه‌ نقشی در این مورد دارد؟
1ـ در اکثر انقلابهای جهان، پس از مرحله‌ای از تندروی و رادیکالیزم، روند امور به‌ حالت عادی بازمی‌گردد و خردمندی و واقعگرایی، جایگزین التهابات و احساسات انقلابی خواهدشد. این امر در مورد  انقلاب 1357 ایران صدق نمی‌کند و تاکنون نیز طیفهای نیرومندی در درون حاکمیت در فضای انقلابی محصور مانده‌ و از کلیه‌ی راهکارهای ویژه‌ی افراطگرایی بهره‌ می‌گیرند.
2ـ ایران هنوز دوران گذار به‌ توسعه‌ را پشت سر نگذاشته‌است. ایران کشوری نه‌ کاملا سنتی و نه‌ کاملا مدرن است. ایرانیان دارای درک و شخصیتی یکپارچه‌ نیستند و تأثیرات سنت و مدرنیته‌ به‌ شیوه‌ای درهم‌ریخته ‌و درهم آمیخته‌ در کلیه‌ی رخدادها و رئوس زندگی بازتاب یافته‌است. براین اساس، سیستم سیاسی ایران نیز، سیستمی نابسامان و ناکارآمد است و این امر موجب گشته‌ که‌ نیروی انسانی ایران سامان داده‌نشده‌ و در راستای رشد و شکوفایی کشور بکار گرفته‌نشود.
در ایران رابطه‌ی میان علوم انسانی و دستگاه‌ اجرایی کشور ضعیف است، پدیده‌ای که‌ به‌ عنوان بە حاشیه‌ رانده‌شدن و دورافتادن کارشناسان از عرصه‌ی سیاست شناخته‌می‌شود. 
اگر بادیدی کارشناسانه‌ به‌ عرصه‌ی سیاست ایران بنگریم، درمی‌یابیم که‌ سطح سیاست در ایران تنزل یافته‌است و عرصه‌های گوناگون به‌ شیوه‌ای تخصصی مدیریت نمی‌شود. هرکس به‌ خود حق می‌دهد که‌ در بسیاری از زمینه‌ها ابراز نظر کند، بدون آنکه‌ در آن مورد بخصوص از تخصص لازم برخودرار باشد. 
ساختار سیاسی و روند جامعه‌ی ایران موجب آن گشته‌ که‌ در بطن خود حامل گفتمان‌ها و نیروهای گوناگون و متضاد با هم باشد که‌ به‌ شیوه‌ی مدنی با یکدیگر برخورد نمی‌کنند و بدلیل عدم تثبیت قانون، این رفتارها گسترش هم می‌یابند.
3ـ دولت ایران هنوز هم بطور کامل به‌ درآمدهای نفتی وابسته‌ است. اینگونه‌ دولتها به‌ جای آنکه به‌‌ درآمدهای مالیاتی و عوارض و کمرگ متکی باشند، از طریق فروش نفت خام امور خویش را اداره‌ می‌کنند.
هنوز هم بخش اعظم بودجه‌ی ایران به‌ نفت متکی است. به‌ جای آنکه‌ دولت از لحاظ مادی وابسته‌ به‌ مردم باشد، این مردم هستند که‌ چشم به‌ لطف و کرم دولت دوخته‌اند. این واقعیت موجب گشته‌است که‌ دولت تا حد بسیاری در مقابل مردم پاسخگو نبوده‌ و بە خواستهای آنان توجه‌ نکند. از طرف دیگر بدلیل آنکه‌ تشکل‌ها و احزاب موجود از لحاظ مادی مستقل نیستند و دولت هزینه‌های آنان را تأمین می‌کند، نمی‌توانند اهرم فشاری باشند علیه‌ حاکمیت، تا قادر باشند در صورت مشاهدەی اقدامات غیرقانونی، حاکمیت را ناچار از پاسخگویی نمایند.
در دولتهای رانت نفتی، افراد برای امرار معاش به‌ خدمت دولت در می‌آیند و حاکمیت به‌ تمامی اشکال از آنها بهره‌برداری می‌نماید.
4ـ در ایران یک جامعه‌ی مدنی نیرومند وجود ندارد؛ جامعه‌ای که‌ بتواند مانع خودکامگی‌های حاکمیت گردد. حاکمیت نیز عمدتا خواهان جامعه‌ی است که‌ از لحاظ توده‌ای سازمان نیافته‌باشد تا بتواند به‌ هنگام لزوم و در راه‌ اهداف خویش، آنرا سازماندهی کرده‌ و مورد استفاده‌ قراردهد.
طبقه‌ی متوسط خاستگاه‌ سربرآوردن جامعه‌ی مدنی و دمکراسی است. طی سالهای اخیر بدلیل بحران اقتصادی طبقه‌ی متوسط دچار ضعف گشته‌ و حتی بخشی از این طبقه‌ بویژه‌ از لحاظ مادی به‌ جرگه‌ی طبقه‌ی پایان پیوسته‌اند. این امر نیز بر الویتهای بخشی از طبقه‌ی متوسط تأثیرگذار بوده‌ و تأمین مایحتاج زندگی را به‌ مشغله‌ی اصلی آنها بدل ساخته‌است. 
در جامعه‌ی ایران نیروهای سنتی و طبقات پایین، بستر و حامی تندروها هستند. این نیروها برای بقای خود و ادامه‌ی زندگی به‌ حاکمیت وابسته‌ می‌باشند؛ نیروهایی که‌ با ارزشهای دمکراتیک امروزین بیگانه‌ بوده‌ و در یک چارچوب ایدئولوژیک بستە بسرمی‌برند. 
رویداد حمله‌ به‌ علی مطهری در صحنه‌ی سیاسی ایران، رخداد غیرمنتظره‌ای نیست. وقوع چنین رویدادهایی به‌ این امر باز می‌گردد که‌ یک جریان نیرومند در درون حاکمیت خود را به‌ هیچ قانونی پایبند نمی‌داند و از کلیه‌ی ابزارهای غیرقانونی نیز برای پیشبرد اهداف خود استفاده‌ می‌کند. جریانی که‌ در عرصه‌ی منطق و معرفت ضعیف می‌باشد و به‌ همین دلیل به‌ چنین اقداماتی توسل می‌جوید. از جمله‌ شگفتی‌های جمهوری اسلامی آنستکه‌ جریانهایی نظیر انصار حزب‌اللـه‌ و لباس شخصی‌ها هیچ اهمیتی برای قانون قائل نیستند و به‌ قول خودشان براساس تکلیف شرعی! عمل می‌کنند.     ‌  
 
درشماره‌ی٦٥٢  روزنامه «کوردستان» منتشر شده‌ است