کردی
English

مقالات / سیاسی

زن در دوران جمهوری اسلامی

عمر بالکی
2015-03-18 15:27:53

 برگردان: هاوری 

در دوران حکومت شاهنشاهی و پس از انقلاب سفید‌، جامعەی ایران دستخوش تحولاتی شد و گامهای مهمی در راستای تغییر و تحول برداشت، در این تحولات اختیاراتی بە زنان دادەشد و برای اولین بار زن در ایران از حق رأی برخوردار گشتە و از طریق حق رأی و حضور در پای صندوق‌های رأی توانست در تحولات سیاسی و اجتماعی جامعەی ایران مشارکت داشتە باشد. از آن ‌پس نقش زنان در مجامع و محافل، ادارات و بازار فزونی یافت و جامعەی ایران بە همان اندازە کە بسوی پیشرفت و ترقی گام برمی‌داشت، بە لحاظ روشنفکری نیز پیشرفت کردە و روشنگری جامعە بە جایی رسید کە علیە رژیم شاهنشاهی و بمنظور تأمین زندگی بهتر و سعادتمندانە برای آحاد جامعە قیام کرد‌، و همانطور کە آگاهیم این قیام موجب  سرنگونی نظام شاهنشاهی و بە قدرت رسیدن سیستم جمهوری اسلامی شد‌. اما پس از بەقدرت رسیدن جمهوری اسلامی تعریف دیگری از زنان و حقوق آنها ارائە شد و بو همین دلیل اولین قشری کە در مقابل قوانین این نظام بە اعتراض برخاست، زنان بودند‌، کە علیە حجاب اجباری بە خیابان‌ها آمدە و دست بە اعتراض زدند‌.
همانگونە کە پیشتر بدان اشارە کردیم زنان دوشادوش مردان در پیروزی انقلاب ایران علیە رژیم شاهنشاهی شرکت کردە و نقش و تأثیر چشمگیری داشتەاند‌، بهمین منظور انتظار داشتند پس از سقوط نظام شاهنشاهی و بر سر کار آمدن سیستم جدید حکومتداری خواهند توانست بە حقوق و آزادی‌های بیشتری دست یافتە و در جامعەی ایران ارزش‌ و مقام سزاوار خود را کسب کنند‌، اما این امید و انتظار نە تنها انجامی مطلوبی بە دنبال نداشت، بلکە حقوقی را کە در نظام شاهنشاهی نیز کسب کردە بودند از دست دادند‌. 
اسلامی شدن جامعه‌ باعث بوجود آمدن موانعی برای زنان شده‌ و از لحاظ فرصت‌های شغلی و جداسازی جنسیتی در اماکن و بخصوص مدارس و دانشگاه‌ها و توقف برنامه‌ی تنظیم خانواده،‌ زنان را دچار مشکلات کرده‌است‌. بعضی از محدودیت‌های اعمال شدە علیە حقوق زنان از طریق قانون انجام گرفتند،‌ به‌عبارتی دیگر جنبەی قانونی بە خود گرفتند.‌ نظیر اینکە‌ زنان نمی‌توانند پست ریاست‌جمهوری یا مسئولیت‌هایی از این قبیل‌ را عهدەدار گردند، یا در مقام قاضی یا دادستان در دادگاه‌ها کار کنند‌. اما بیشترین نقض و پایمالی حقوق زنان از محدودیتهایی سرچشمە می‌گیرد که‌ بدون آنکه‌ در قانون از آنها یادشده‌ و یا جنبەی قانونی داشتەباشند، از سوی دستگاه‌های حکومتی و خانواده‌ها و جامعه‌ اعمال می‌شوند‌. 
نظام اجتماعی ایران مسائل و مشکلات مختص به‌ خود را دارد که‌ از سیستم سیاسی و اداره‌ی کشور نشأت گرفته‌ و مستقیم و غیرمستقیم بر وضعیت زنان تأثیر گذار بوده‌است. در اینجا به‌ چند نمونه‌ از این مشکلات و بی‌سر وسامانیها اشاره‌ می‌کنیم‌: توقف برنامه‌ تنظیم خانواده‌ یکی از مشکلاتی است که‌ زیان‌های زیادی را متوجە جامعه‌ی ایران ساخته‌ و همچنین حقوق زنان را پایمال کرده‌است‌‌. حذف این برنامه باعث افزایش چشمگیر جمعیت شده‌، بدون آنکه‌ دولت بتواند امکانات لازم برای زنان و خانواده‌ها را تأمین کند. در بسیاری مواقع این کمبود امکانات باعث جدایی زن و مرد و طلاق می‌شود که‌ آن هم مستقیما بە سیستم تربیتی جامعه‌ زیان می‌رساند و در صورتی که‌ خانواده‌ نیز ازهم پاشیده‌ نشود، بدلیل تعداد زیاد فرزندان‌، مادر تنها توانایی رسیدگی به‌ امور خانه‌ و فرزندان را دارد و در نتیجه‌ زمانی که‌ فرزندان به‌ خودکفایی برسند‌ هرکدام به ‌سوی مسیر زندگی خود رفته‌ و این زن در مقام مادر پیر و شکسته‌ شده‌ و توان و انرژی برای رسیدگی به‌ خود را نخواهدداشت و حتی از سرمایەی‌ مادی نیز بی‌بهره‌ است، زیرا سرمایه‌ مادی نیز در اختیار مرد بوده‌ و پس از آن همه‌ تلاش و ازخودگذشتگی همچنان باید محتاج‌ دیگری باشد‌.
جدای از این نمونه‌‌، ترک روستاها و مهاجرت روستاییان به‌ شهرها، کمبود مسکن‌، افزایش بیکاری و موادمخدر و ده‌ها مشکل دیگر، بر وضعیت زنان در جامعه‌ و خانواده‌ تأثیر گذاربودەاست،‌ زیرا در جامعه‌ ایران بدون هیچ ابایی زنان را در مقایسه‌ با مردان در درجه‌ی دوم قرار می‌دهند که‌ این امر ریشه‌ در نگرش و دیدگاە سیستم حکومتی نسبت بە زنان و حقوق آنها دارد‌. می‌توان با ذکر مثالی این نمونه‌ را بهتر توضیح ‌داد‌. اگر نگاهی به‌ کتب درسی که‌ زیربنای تعاملات اجتماعی در جامعه‌ی آینده‌ بر مبنای آن پی‌ریزی می‌گردد‌ بیاندازیم‌، مشاهدە می‌کنیم که‌ اکثر نقش‌هایی که‌ به‌ زنان داده‌ شده‌ یا مادر یا معلم یا پرستار است. این بدان معنا نیست که‌ وظایف یاد شدە کم ارزش‌اند، اما این امر می‌تواند نشانگر این واقعیت باشد که‌ از دیدگاه‌ سیستم کشور زن تنها در این قالب‌ها قرار گرفته‌ و به‌نحوی تقسیم وظایف زن و مرد در جامعه‌ را نشان می‌دهد و از ابتدای تحصیل، کودکان را به‌نحوی تعلیم می‌دهند که‌ کار و نقش زنان در این چند شخصیت خلاصە شدە و این مردها هستند که‌ بایستی وظایف بیشتری را عهده‌دار شوند و این مردها هستند که‌ در پیشرفت جامعه،‌ نقش اصلی را ایفا می‌کنند‌. این مسائل را از کودکی در مغز آنها نهادینه‌ می‌کنند، بطوریکه‌ در سنین بزرگسالی نیز به ‌همان گونه‌ که‌ در کودکی آموزش دیدەاند،‌ عمل می‌کنند‌. اگر جامعه‌ی کنونی ایران بخواهد در جهان امروز خود را همچون جامعەا‌ی مترقی نشان دهد، لازم است از نقش و پتانسیل زنان غافل نباشد و در تمامی زمینه‌های زندگی این امکان را برای زنان فراهم سازد که‌ بتوانند در فعالیت‌های علمی‌ و اجتماعی مشارکت داشته‌ باشند و رعایت حقوق‌بشر و عدالت اجتماعی باید در قانون نیز تجلی یابد و در کلیەی دستگاه‌ها و ارگانهای مدیریتی مشارکت دادەشوند و از لحاظ قانونی تفاوتی میان زن و مرد وجود نداشته‌ باشد و تنها زمانی بتوان تمایز را احساس کرد که‌ در زمینه‌های کاری و علمی و مدیریت تفاوتی وجود داشته‌باشند‌.
با وجود تمامی مشکلاتی که‌ به‌ آنها اشاره‌ شد، اگر زنان برای رسیدن به‌ حقوق و خواستهای خود در عرصه‌های مختلف تلاش و کوشش و حضور پر رنگتر و فعالیت میدانی بیشتری نداشته باشند، همچنان‌ شاهد خواهیم بود کە روند یکسانی میان زن و مرد به‌ کندی پیش خواهدرفت که‌ شاید جوابگوی انتظارات زنان و پیشرفت‌های جامعه‌ نباشد‌.               ‌        
  
درشماره‌ی٦٥١  روزنامه «کوردستان» منتشر شده‌ است