کردی
English

مقالات / سیاسی

عبداللـه‌ حسن‌زاده: حق آنست که امروز نیز درحزب دمکرات از سخنرانی متینگ 11 اسفند دکتر قاسملو به عنوان سرلوحه‌ی برنامه‌های سیاسی‌مان، درس بگیریم.

2015-03-18 15:23:44

 فرازهایی از متینگ 11 اسفند 1357 در مصاحبه‌ی " کوردستان" با آقای عبداللـە‌ حسن‌زاده شخصیت سیاسی جنبش کردستان

آرش لرستانی
کوردستان: به نظرشما اهمیت متینگ11 اسفند 1357 در جنبش کرد و خصوصا حزب دمکرات کردستان چیست؟
عبداللـە‌ حسن‌زاده: متینگ یاد شده از آن لحاظ رویداد ویژه‌ای بود که پس از گذشت حدود 34 سال از حیات حزب دمکرات کردستان که قریب به 32 سال آن درحال مبارزه‌ی مخفی بود، بصورت علنی و درمیان توده‌های مردم برگزار می‌شد. این امر ارزش ویژه‌ای داشت که حزب دمکرات یکبار دیگر با مردم خویش تجدید عهد نماید. هم این پیوند معنوی‌ای که مدتی طولانی از عمر آن می‌گذشت را احیا کند و هم آنرا تقویت نماید، زیرا وقتی که سیاستها به شیوه‌ی مستقیم و بویژه از زبان یک سیاستمدار بزرگ و برجسته بیان می‌شوند، پیوند میان حزب و توده‌های مردم استحکام فزونتری می‌یابد.
وانگهی اگر نیک بنگریم مشاهده می‌کنیم که جنبش کرد در کردستان ایران که در اواخر نیمه‌ی اول قرن بیستم با تأسیس حزب دمکرات و جنبش کردستان وارد مرحله‌ی نوینی شده، مگر در برخی موارد استثنائی، درچهارچوب محدودی در منطقه‌ی مکریان محصورمانده است. اما در این متینگ توده‌های مردم کردستان از کلیه‌ی بخشهای کردستان و حتی دیگرشهرهای ایران، نظیر تبریز و تهران و... و ازدانشگاهها در این گردهمایی شرکت داشتند. این امر بعد ارزشی و گستردگی دیگری به مسأله‌ می‌بخشد.
کوردستان: انقلاب 57 باعث شده بود چه تغییراتی در همین جنبش، وقتی که به صورت آشکار انجام شده بود، بوجود بیاید؟
حسن‌زاده: به اعتقاد من چنین نیست که انقلاب 57 چیز ویژه‌ای برای این جنبش داشته است. آری، انقلاب 57 فرصتی بود تا همه‌ی توده‌های مردم ایران ازهرملتی و هر قشری به میدان آمده و خواستهای خود را مطرح سازند. اما پیروزی انقلاب این مجال راهم فراهم ساخته بود که حزب دمکرات کردستان بتواند ازفضای موجود نهایت بهره را ببرد و خود را مجددا بشناساند. برگزاری این متینگ اهداف چندی را دنبال می‌کرد، نخست اینکه حزب دمکرات در دوران خود بدون صلاحدید دولت مرکزی تأسیس شدەبود و مدت 34 سال حیات خود نیز همانگونه که گفتم به مبارزه‌ی مخفیانه می‌پرداخت. حال‌هم که قصد داشت مبارزه‌ی علنی خود را ازسرگیرد، اگر می‌خواست برای مبارزه‌ی علنی کسب مجوز نماید، احتمالا نیز پاسخی برای تقاضای خود دریافت نمی‌کرد.
به همین دلیل حزب دمکرات صلاح کار را در آن دید که همانگونه که در دوران خود بدون مراجعه به دولت مرکزی تأسیس شده بود، بدون مراجعه به دولت مرکزی نیز آغاز دوباره‌ی فعالیت علنی خود را اعلام نماید و دولت مرکزی و حاکمیت آنرا به قول معروف در مقابل عمل انجام شده قرار دهد. زیرا اگر آن هنگام، رژیم جدید که خود را انقلابی و طرفدار مردم می‌خواند با این امر مخالفت می‌کرد، آبرویی برایش باقی نمی‌ماند. هم‌ازاین‌رو بود که مشاهده کردیم هنگامیکه حزب دمکرات آغاز دوباره‌ی فعالیت علنی خویش را اعلام کرد، دولت جمهوری اسلامی هیچ عکس‌العملی از خود نشان  نداد. هرچند آنزمان دولتی تحت عنوان جمهوری اسلامی وجود نداشت، اما به هرحال همین دولت اسلامی بود.
جنبه‌ی دیگر قضیه این بود که حزب دمکرات تا آن‌ زمان عمدتا پیوندی معنوی با مردم داشت، اما در آن متینگ آمد و خود را با کلیه‌ی سیاستهایش معرفی کرد. سیاست حزب دمکرات کردستان را آنگونه که بود، برداشت خود ازجامعه‌ی وقت ایران، سیستم ایران و چگونگی برنامه‌ی جدید حکومت ایران را به زبانی بسیار سیاسی و صلح‌طلبانه مطرح ساخت و توضیح داد دولتی که مدعی انقلابی بودن است باید چگونه رفتار نماید.
درهمان حال خواستهای ملی کرد را نیز مجددا و به شیوه‌ای سیاسی و صلح‌جویانه و به‌روشنی مطرح ساخت.
کوردستان: شما به عکس‌العمل دولت مرکزی ، وقتی که دربرابر عمل انجام شده قرار گرفت اشاره کردید. همچنین روزنامه‌ی اطلاعات می‌نویسد که بیش از 200 هزار نفر در متینگ مهاباد شرکت کردند. این حرکت طبیعتا ازطرف احزاب ایرانی که شعار سراسری ایرانی می‌دادند و با شعار ملی‌گرایی جنبش کردی یا همخوانی نداشتند و یا با آن بیگانه بودند، با استقبال روبه‌رونشد. بنابراین آنها چه عکس‌العملی نشان دادند و عکس‌العمل دولت دربرابر آن جریانات چه‌ بود؟
حسن‌زاده: پیش ازهرچیز بگذارید بگویم به اعتقاد من دو آمار کمی دور از حقیقت در مورد متینگ 11 اسفند 1357 ارائه می‌شود.
مثلا برخی افراد می‌گویند 50- 60 هزار نفر دراین متینگ شرکت داشتند، یعنی آنرا به کمتر از یکصدهزار نفر تقلیل می‌دهند، این رقم واقعیت ندارد. آنچه که روزنامه‌ی اطلاعات هم گزارش کرده که نمی‌دانم بر چه اساس بوده‌ است هم مبالغەآمیز است. به اعتقاد من در متینگ 11 اسفند اگر شمارش می‌شد ــ که قابل شمارش نبود ــ حدود یکصد تا یکصدوسی هزار نفرشرکت داشتند.
این ادعای من نیز ازروی حدس و گمان نیست. گمان می‌کردیم که مردم بسیاری در متینگ حاضرشوند، چراکه ازمردم دیگر مناطق نیز خواسته شده بود که یک ‌روز زودتر به مهاباد بیایند، چون زمستان بود و اگر مردم یک‌ روز زودتر نمی‌آمدند و شب را درآنجا سپری نمی‌کردند، احتمالا به متینگ نمی‌رسیدند. بنابراین ما ستادی را تشکیل داده بودیم که این گروه ازمردم را درمیان منازل تقسیم نماید.
آنهایی که در ستاد کار می‌کردند به من گفتند که عصر روز پیش ازمتینگ پذیرای 63 هزارمیهمان بوده و آنه ارا درمیان منازل شهر مهاباد تقسیم کرده‌اند. بدیهی‌است درمیان میهمانان هیچ فرد مهابادی یا اهالی حومه‌ی مهاباد نیز وجود نداشت. حتی مثلا مردم شهرهایی چون اشنویه‌ و میاندوآب و حتی بوکان نیز درمیان آنها نبود. به همین دلیل رقمی حدود 120- 130 هزار نفر، شاید دقیق‌تر و به واقعیت نزدیک‌تر باشد.
اینکه عکس‌العمل سازمانهای سراسری چه‌بود، تا آنجا که من اطلاع دارم هیچ مخالفتی نشان ندادند، هرچند شاید برخی ازآنها خرسند هم نبوده باشند. برای حزب توده که زمانی ادعا می‌کرد حزب دمکرات شاخه‌ای ازآن است و قصد بلعیدن آنرا داشت، اگر طرفداران خود را درسراسر ایران فرامی‌خواند، شمارشان به پنج‌هزار نمی‌رسید، حتما خوشایند نیست که حزب دمکرات یک متینگ 100- 150 هزارنفری برگزارنماید. البته سازمانهایی هم وجود داشتند ــ به عنوان نمونه یک تشکل آذربایجانی که متأسفانه نام آنرا به یاد ندارم ــ که در این متینگ شرکت داشتند و پیام خود را هم قرائت کردند.
درواقع شرایط به گونه‌ای بود که مخالفان نمی‌توانستند مخالفت خود را ابراز نمایند، زیرا مخالفت با چنین اقدام صلح‌جویانه و دمکراسی‌طلبانه برای آنها گران تمام می‌شد. بنابراین انتخاب این موقعیت نیز امر داهیانه‌ای بود.
کوردستان: ماموستا آیا در این متینگ هدف این بود که مردم و طرفداران حزب دمکرات حول ناسیونالیزم کردی گرد آیند یا اینکه حزب دمکرات، دکترقاسملو، شما و یا مرحوم عزیز یوسفی می‌خواستید راهنمایی‌های خاصی بدهید، برای‌اینکه حرکت فوق جهت‌دار بشود؟
حسن‌زاده: در اینجا باید دو نکته را متذکرشوم. نخست اینکه آنزمان مرحوم عزیزیوسفی درقید حیات نبود. 7- 8 ماه پیشتر فوت کرده بود. ونکته‌ی دیگر اینکه درست است که من درآنجا سخنرانی کردم و سخنانم هم چنین پیدا بود کە رضایت مردم را فراهم ساختەبود، اما در واقع قهرمان اصلی داستان و رهبر این حرکت از لحاظ سیاسی، شخص دکتر قاسملو بود. اهداف بسیاری مدنظر بود. همانگونه پیشتر اشاره کردم احیای روابط، گره‌زدن همه‌ی بخش‌های کردستان ایران و گردآوری آنها دریک محل و مهمترازهمه ابلاغ یک پیام مشخص به همه. زیرا آن‌موقع حزب دمکرات تشکلی نبود که همه‌ی اعضاء و مسئولانش کارکشته بوده و ازسطح معلومات بالایی برخوردار باشند یا آموزش‌دیده و درمکتبی پرورش یافته باشند. شاید هرمسئولی درمحل فعالیت خود بنابه سلیقه‌ی خویش، درچهارچوب رئوس کلی، به نوعی سیاستهای حزب را تبلیغ می‌کرد. بنابراین مهم بود که این مردم، پیام حزب دمکرات و سیاست حزب دمکرات راهمزمان و دریک محل و از زبان اصلح‌ترین عنصر این حزب و اندیشمندترین و آگاه‌ترین عضو این حزب بشوند.
این، هدف بسیار مهمی بود که به اعتقاد من به انسجام فکری حزب دمکرات کمک بسیاری کرد. اینرا هم در پرانتز بگویم که پس از این متینگ نیز، ما که درکلیه‌ی مناطق کمیته‌های حزبی تشکیل داده بودیم و حتی هرکدام از آنها نشریه‌ی ویژه‌ی خود را منتشر می‌کردند، بسیاری اوقات مشاهده می‌کردیم که مطالب نشریه‌ یا بیانات مسئول یا ارگانی هم با یکدیگر تضاد دارند و هم گهگاه موضع هردوی آنها با سیاست کلی حزب دمکرات کردستان به نحوی ازانحاء همخوانی نداشت. به همین دلیل مهم بود که پیام حزب در یک لحظه به همه برسد.
کوردستان‌: به‌ نظر شما درست است که‌ بگوییم میتینگ 11 اسفند روزی بود که‌ دکتر قاسملو در آنجا در سطح توده‌ای و به‌عنوان طرف حساب اصلی کرد با حکومت مرکزی شناخته‌ شد‌؟!
حسن‌زاده‌‌: دکتر قاسملو تا آنزمان در میان توده‌های مردم چندان شناخته‌ شده‌ نبوده‌‌، اما درمیان سیاسیون و اعضای حزب به‌عنوان یک عنصر مؤثر و متبحر در سیاست شناخته‌ شده‌بود‌، اما اینکه‌ مردم رودررو با قاسملو آشنا شوند‌، تأثیرات بهتری داشت‌. دو مسأله‌ نیز در رابطه‌ با دولت مرکزی مطرح بود‌. بدون آنکه‌ بخواهم خدایی نخواسته‌ از اهمیت هیچ حزب و سازمانی بکاهم، باید بگویم که‌ حزب دمکرات در کردستان ایران بعنوان طرف مقابل و مخاطب اصلی دولت مرکزی شناخته‌ می‌شد. بدون شک در سطح رهبری در کردستان ایران نیز متأسفانه‌ تاکنون قاسملو تکرار نشده‌ است‌، یعنی شخص دیگری چون قاسملو نداشته‌ایم‌. بنابراین مخاطب اصلی نیز بعنوان رهبر‌، دکتر قاسملو بود و بعنوان حزب و جریان هم حزب دمکرات کردستان‌. 
کوردستان‌: مسأله‌ی دیگر این است که‌ بعد از جمهوری کردستان می‌بینیم که‌ این میتینگ به‌ آغاز یک حرکت کاملا متفاوت با مرحله‌ی قبل از خویش تبدیل می‌شود‌. یعنی حزب دمکرات از همه‌ نظر‌، خصوصا ویژگی‌های ساختاری‌، متفاوت ظاهر شد‌. می‌بینیم که‌ علیرغم تمامی حملاتی که‌ کردستان را نشانه‌ رفته‌ بود‌، حزب دمکرات توانست کار خودش را انجام بدهد و یکی از برترین قدرت‌های منطقه‌ باشد‌. نظر شما در این رابطه‌ چیست‌؟
من با این سؤال بدین شیوه‌ موافق نیستم‌، یعنی برداشت من چنین نیست‌. من عظمت و وسعت فکری پیشوا قاضی محمد را در این امر می‌بینم که‌ در آن دوران نیز شخص مؤثر‌، خود قاضی محمد است‌. به‌ همین دلیل نه‌ تنها تا دوران دکتر قاسملو‌، بلکه‌ تاکنون نیز رئوس کلی سیاست پیشوا قاضی محمد در حزب دمکرات و جنبش کرد در ایران، کماکان بقوت خود باقی هستند‌. اما پس از واژگونی جمهوری کردستان تا سال 57 و میتینگ 11 اسفند 57 در تمام دوران مبارزه‌ی مخفیانه‌‌، حزب دمکرات غیر از یکی دو فرصت نظیر فرار شاه‌ تا سال 32 یا انتخابات سال 1330 که‌ توانسته‌ است خودی نشان دهد‌، فرصت دیگری پیش‌رو نداشته‌ است‌. به‌ همین دلیل در فرصتی که‌ سال 1357 ایجاد گشت‌، مهم آن بود که‌ سیاست‌های حزب دمکرات از زبان انسانی متبحر‌، بطور دقیق و به‌ شیوه‌ای مدرن و امروزین و به‌ زبانی که‌ همه‌ قادر به‌ درک آن باشند‌، مطرح گردد‌. اگر دقت کنید مشاهده‌ خواهید کرد که‌ برنامه‌ی حزب دمکرات کردستان در بدو امر در هشت ماده‌ و در نیم صفحه‌ تدوین شده‌ است‌، اما برنامه‌ی حزب دمکرات کردستان پیش از میتینگ 57‌، برنامه‌ی مفصلی است‌. سیاست‌ها بطور کلی همان سیاست‌های دوران جمهوری کردستان هستند‌، اما اینبار با جزئیات تدوین شده‌اند‌. تفاوت تنها در این است‌، وگرنه‌ تفاوتی اساسی وجود ندارد‌. دکتر قاسملو به‌حقیقت و بدون تواضع خود را شاگرد پیشوا قاصی محمد می‌دانست‌.
کوردستان‌: ماموستا‌! به‌عنوان آخرین سؤال‌، به‌ نظر شما امروز یک سیاستمدار کرد‌، مخصوصا یک سیاستمدار دمکرات‌، وقتی به‌ میتینگ 11 اسفند می‌نگرد‌، چه‌ درسی باید بگیرد و چگونه‌ می‌تواند چنین فرصت‌هایی را مجددا برای پیشبرد جنبش ملی ــ دمکراتیک کرد بوجود آورد‌؟
حسن‌زاده‌: بگذارید فقط در مورد دمکرات‌ها سخن بگویم‌، زیرا مایل نیستم از دیگران حرفی بزنم‌. ما در حزب دمکرات‌، تا حال‌ حاضر نیز حق آنست که سخنان دکتر قاسملو در میتینگ 11 اسفند 1357 را با خطی درشت بازنویسی کرده‌ و بر دیوارها بیاویزیم‌، همواره‌ باید همچون سرلوحه‌ی برنامه‌های سیاسی خود از آن درس بگیریم‌. باید نه‌ یکبار‌، بلکه‌ چند بار آنرا مطالعه‌ کنیم تا بدانیم با‌ چه‌ دوربینی و چه‌ بینش ژرفی رئوس سیاسی حزب دمکرات را در یک سخنرانی کوتاه‌ بیان نموده‌ و برای مردم تشریح کرده‌است‌. 
یکی از هنرهای دکتر قاسملو که‌ من بسیاری اوقات از آن‌ یاد می‌کنم‌، آن بود که‌ با اینکه‌ سیاستمدار بسیار برجستەای‌ بود‌، بسیار خردمند بود‌، اما می‌توانست مشکل‌ترین مسائل سیاسی و علمی و بویژه‌ اقتصادی که‌ وی مدرک دکترای آن ‌را داشت را به‌ زبانی مطرح نماید که‌ حتی مردم بسیار کم سواد نیز آنرا درک کنند‌. 
مسائل مطرح شده‌ در این میتینگ به‌ اعتقاد من هنوز هم سرلوحه‌ی برنامه‌های سیاسی حزب دمکرات است‌ و بدون تردید مردم نیز از آن بسیار بهره‌ برده‌اند‌. من به‌ سهم خود افتخار می‌کنم که‌ می‌بینم مردم کردستان ایران‌، آنهایی هم که‌ هیچگاه‌ حزبی نبوده‌اند‌، هرگاه‌ که‌ از مسائل سیاسی و خواستهای ملت کرد سخن می‌گویند‌، با فاصله‌ای بسیار دور، به‌ حزب دمکرات نزدیک‌ترند تا دیگران. یا اینکه‌ مشاهده‌ می‌کنیم این حزب از ابتدا تاکنون خواستهای ملت کرد را به‌ خوبی درک و مطرح نموده‌ است و به‌ همین دلیل مردم به‌ آنها بسیار است‌.